یادش بخیر ۱۸ تیر ۸۵ که باعث شد مسیر زندگیم عوض شه .
...و خاطرات خوب و بدی را برام به ارمغان گذاشت
که تا وقتی که زندم فراموششون نمیکنم.
تنها تویی در خلوت تنهاییم
تنها تو میخواهی مرا با این همه رسواییم
ای یار بی همتای من سرمایه سودای من
گر بی تو مانم وای من وای از دل رسوای من
گر چه درون آتشم با روی شاد تو خوشم

نوشته شده توسط دختر پاییز در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت
شده عالمی منور ، ز طلوع نور زهرا که جمال حق ، نمایان ، شده با طلوع زهرا
میلاد با سعادت و سراسر نور و برکت امّ الائمه ، بانوی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن بر تمامی شیعیان جهان بویژه مادران عزیز مبارک باد
مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.
خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.
این روز رو به تو عزیزترین تبریک میگم. روزت مبارک الهام جان
نوشته شده توسط جیرجیرک در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ساعت 11:14 موضوع | لینک ثابت
حمید عزیز فوت نا بهنگام خاله عزیزت را به تو و خانواده محترمت تسلیت میگم
امیدوارم غم آخرت باشه
ما رو هم تو غمت شریک بدون
ببخشید دیر شد

نوشته شده توسط دختر پاییز در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ساعت 20:34 موضوع | لینک ثابت
صدیقه ای که هست دو عالم ز هست اوست
امید خلق دو عالم به دست اوست
جائی که وصف وی به سوره کوثر خدا کند
گوئیم ما هر آنچه زمدحش شکست اوست

نوشته شده توسط جیرجیرک در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ساعت 17:46 موضوع | لینک ثابت
الهام جان گلم تولدت مبارک.خودت که میدونی مریض بودم. گناه داشتم نتونستم. ببخش حمید بد رو.
ایشالله ۱۰۰۰۰ ساله شی. البته عمر کنی نه اینکه فسیل شی!
شوخی کردم. امیدوارم همیشه سلامت و موید باشی
بازم شرمنده که با تاخیر شد![]()
![]()
![]()

نوشته شده توسط جیرجیرک در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 18:44 موضوع | لینک ثابت
.....و عشق واژه ایست که خداوند آن را آفرید
خدایا چگونه عشق ورزیدن را به من بیاموز
خود چگونه زندگی کردن را خواهم آموخت
سلامی عاشقانه برای تنها بهانه زندگیم
۱ اسفند قشنگ ترین روزی است که خداوند تو را برای من خلق کرد.
سحرگاهان تا شامگاهان مکرر می گذشت تکرار این روزگار برایم سخت و دردناک بود
اما این بار در این سحرگاه خیره به آسمان بودم که ستاره زیبایی را دیدم
چشمانم به دنبال او بود که ناگهان در قلبم فرو رفت این چه سحری بود؟
وجود این ستاره مرا واژگون کرد
تصمیم دارم به مناسبت تو ای ستاره زیبا (حمید)از دل و جان وجودم را به تو تقدیم کنم.

با تولد زيبايت منت سر تقويم گذاشتي زمستان را خجالت دادي اسفند را سر افراز كردي
و عدد ۱ را تا ابد شرمنده خودت ساختي
لمس بودنت مبارك
اميدوارم آن روز كه نوشته هايم كمرنگ شدند
رنگ خاطرات سبزمان هرگز كمرنگ نشود
قاصدك داشت از كنارم رد ميشد گرفتمش بهش گفتم تا بياد بهت بگه كه
تولدت مبارك![]()
حالا بهت گفته يا نه؟

تولد تولد تولدت مبارك حميدم
هميشه دوست دارم الهي ۱۰۰ ساله شي نه ۱۲۰ ساله شي
نوشته شده توسط دختر پاییز در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 18:17 موضوع | لینک ثابت

روز دوست داشتن و عشق پيشاپيش بر تمام عاشقان مبارك
بر تو نازنين نيز ولنتاين مبارك
هميشه دوست دارم و تا ابد تو قلبمي
تقديم به حميد
نوشته شده توسط دختر پاییز در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت
خوشبختی یعنی هماهنگی با حوادث روزگار

نوشته شده توسط جیرجیرک در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت
عید سعید غدیر خم بر همه شیعیان جهان مبارک باد

نوشته شده توسط جیرجیرک در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت
دیگه امشب آخرین باره که من دست گرمتو تو دستم میگیرم
آخرین باره که من با یه دنیا ارزو واسه چشمات میمیرم
چشم تو خودش داره میگه برو
میرم اما میدونی دوست دارم هر جای دنیا که باشم
هر چقدر تنها باشم نمیتونم مثل تو سرد و بی وفا شم
میدونم واسه رسیدن به تو دیر اومدم
تو چشات دنبال تقدیر اومدم
میدونم من نبودم قلبتو دادی به کسی
هنوزم یه کم برام دلواپسی
حالا که دارم میرم کاشکی یه بار نگام کنی
من به اینم راضیم که فقط دعام کنی
میرم اما آخر راه من و تو این نبود
آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود..........
اگه مهربون تر از تو سر راه من بیاد
به دلم نمیشینه قلب من تو رو میخواد
حرف آخر رو بگم حالا که دارم میرم
همیشه با خاطراتت میمونم تا بمیرم

نوشته شده توسط دختر پاییز در یکشنبه دهم آذر 1387 ساعت 17:45 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اگه می دونستم اقیانوس عشق انقدر عمیقه هرگز در آن شنا نمی کردم که غرق شم
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
خاطرات
مهربون کوچولو و عشقش
قلب سرخ
داداش سينا جونم
مسیحا
صوفی
فدا
اشک
یاس کبود
تقدیم با عشق
مریم
آبتین
مرتضی
دیبا
کلبه عشق
داریوش
سوته دلان
سيد رضا
جواد داداش
زیبایی
دلتنگيهاي آرزو
مرد تنها
ميلاد
تايتانيك
نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
طراح قالب
POWERED BY